تبليغاتX
باور کن رفتنم را

یکشنبه هفدهم شهریور 1387

پنج شنبه توی آرایشگاه بودم که سارا اس ام اس زد: آزالیا (دختر عمه ام) پزشکی رشت قبول شد... از اونجا که همه خانواده عمه اینا خونه ما بودند، بعد از اینکه موهام رو کوتاه کوتاه کردم آژانس گرفتم و راه افتادم به طرف خونه... از شانس من راننده معتاد و خواب آلود ۱۰۰ دفعه نزدیک بود تصادف کنه ... وقتی رسیدم اکباتان به راننده آژانس گفتم که دم قنادی نگه داره که کیک بخرم... رانندهه پرسید:

- خانم ... کارش خوبه؟

من که هنوز توی حال و هوای آرایشگاه و موهای خودم بودم پرسیدم: کی؟

- قنادیه رو میگم...

- نمی دونم شما به چی میگید خوب...

- اگه خوبه یک کیلو زولبیا بامیه برای من بگیرید...

-  چشم...

راه افتادم به سمت قنادی... وسط خیابون بودم که یهو داد زد:

- از اون ریزهاش (منظورش بامیه بود) بیشتر بگیر...

خلاصه رفتم ۱ کیلو زولبیا بامیه برای آقای راننده خریدم و یک کیک و برگشتم... رسیدیم دم خونه به راننده گفتم خوب کرایه من چقدر میشه؟

- با حساب ۱۰ دقیقه معطلی میشه ....

- اولا ده دقیقه نبود و ۵ دقیقه هم طول نکشید... باشه پس این پول شما با کسر حق الزحمه من برای خرید زولبیا بامیه برای شما...

پی نوشت:

دوست عزیزم افرا منو به بازی "دلخوشی ها" دعوت کرده... راستش از فردا به مدت ۱۰ روز نیستم... اگر برگشتم می نویسم...

 

 

نوشته شده توسط آلما در 12:44 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه دهم شهریور 1387

دیشب سر میز شام نشسته بودیم... دختر عمو و زن عمو هم بودند... این زن عموی من بچگیهاش با مامانم همسایه بودند و کلی خاطره دارند... داشتند از یکی از دوستان مشترکشون حرف میزدند...تقریبا از یکی از همبازیهاشون ... این پست سارا رو خوندید درمورد همین عمو سیبیل ... اسمش محمد علی ولی بهش می گفتن ممی... بعدها این عمو سیبیل یکی از بهترین دوستهای بابا شده بود...

مامان داشت میگفت: منیژه یادته؟ اون موقع با ممی بازی می کردیم؟ نیمرو درست می کردیم... من بدون ممی دست به نیمرو نمی زدم؟ منیژه هم همینطور با سر تایید می کرد و ...

من هم گفتم: آها خوبه دیگه... اون موقع دوست پسر داشتید... پس عیبی نداره ما دوستامونو بیاریم بشینیم باهاشون نیمرو بخوریم دیگه... سارا برگشت گفت: نه نیمرو دیگه قدیمی شده... ما اجازه داریم با دوستامون بریم بیرون پیتزا بخوریم...

بابا هم برگشت گفت شما دوستاتونو بیارید اینجا من باهاشون مشروب میخورم.. نگران نباشید...  

 

نوشته شده توسط آلما در 8:34 |  لینک ثابت   • 
 
> Stats Maker Blogroll Me! Blogroll Me!