شنبه یازدهم خرداد 1387
پارسال بود که برای انجام کاری باید می رفتم یکی از شرکتهای زیرمجموعه شرکت خودمون... صبح زود رفتم و کارمو انجام دادم و برگشتم شرکت....
۲ روز بعد بود که دیدم تلفن روی میز کارم زنگ خورد:
- سلام خانم آلمایی... من بهرامی هستم... شرکت .... ۲ روز پیش تشریف آورده بودید اینجا... من میخواستم بدونم کارتون انجام شد... مشکلی ندارید؟
تشکر کردم و خداحافظی... هاج و واج موندم... گفتم چه شرکت باحالی... توی ایران... پیگیری میکنن که کارت انجام شد... ایول....
دیگه از اون روز تلفنهای آقای بهرامی شروع شد... هر ۲-۳ روز یک بار به بهانه ای زنگ میزد:
- خانم آلمایی سهام فلان شرکت رو نمیخواهید بخرید؟ خوبه ها.... خانم آلمایی نمیخواهید فلان سهام رو بفروشید؟ .... خانم آلمایی چه خبر؟ خانم آلمایی....
هردفعه خیلی مودبانه ردش می کردم.... تا اینکه دیگه کلافه شدم... زنگ زدم به همکارم که طبقه پایین بود و با آقای بهرامی آشنا... گفتم بابا این بهرامی خیلی اذیت میکنه... دم و ساعت زنگ میزنه الکی حرف میزنه... اونم گفت گوششو میکشم ...
تا اینکه دی ماه گذشته رفتم ساختمون شماره ۲... یک روز توی ناهارخوری داشتیم با بچه های ساختمون شماره ۲ ناهار میخوردیم که اومدن صدا زدن: خانم آلمایی تلفن... گفتم کیه؟ گفتند آقای بهرامی....
گوشی رو برداشتم و بعد از احوالپرسی گفت: خانم آلمایی حالا جاتون رو عوض می کنید شماره به ما نمی دید؟ گفتم چه لزومی داره شما شماره منو داشته باشید؟ گفت خوب یک موقع کار پیش میاد بالاخره ... گفتم من هر موقع با شما کار داشته باشم تلفن شرکت شما توی دفت تلفن ساختمون شماره ۲ هم هست... گفت نه خوب بچه های ساختمون شماره ۲ دارند سهام میخرند شما نمیخواهید؟ گفتم نه... گفت چرا؟ گفتم چرا نداره آقا... نمیخوام...
این تلفنها ۲-۳ دفعه دیگه هم تکرار شد تا اینکه یک روز خیلی بد باهاش برخورد کردم... گفت وا... خانم آلمایی شما از پول بدتون میاد؟ گفتم بله... این شد که دیگه جرات نکرد زنگ بزنه...
نزدیک عید بود که دوباره سر ناهار یکی از بچه های ساختمون شماره ۲ گفت: راستی خانم آلمایی رفته بودم فلان شرکت کار داشتم آقای بهرامی سراغ شما رو گرفت... در مورد شما سئوال می کرد... یک چیز عجیب هم سئوال کرد... پرسید خانم آلمایی چقدر حقوق میگیره؟؟؟
وای منو میگید... اینقدر عصبانی شدم که حد نداره... برداشتم فیش حقوقمو کپی کردم... مبلغش رو پاک کردم و یک فیش حقوقی خالی فکس کردم برای آقای بهرامی...
گذشت و ما منتقل شدیم به ساختمون شماره ۳... چهارشنبه گذشته بود که دیدم همون همکارم از ساختمون شماره ۲ زنگ زد به من: خانم آلمایی رفته بودم فلان شرکت آقای بهرامی رو دیدم جلومو گرفت و گفت خانم آلمایی کجاست؟ چرا تلفنشون رو جواب نمیدن... منم گفتم که شما از اینجا رفتید...
بعد از ۱۰ دقیقه یکی دیگه از همکارام از ساختمون شماره ۲ زنگ زد: آلما آقای بهرامی زنگ زده بود سراغتو می گرفت... منم گفتم که تو منتقل شدی ساختمون شماره ۳....
درست ۱۰ دقیقه بعد بود که تلفنم زنگ زد... وقتی جواب دادم یکی از اون ور خط گفت:
- سلام... خانم آلمایی... خوبید... منو به جا میارید....
من: (با حرص) بفرمایید....
- من بهرامی هستم... از ساختمون شماره ۲ رفتید؟
- بله... با من کاری دارید؟
- من میخواستم از طریق شما با بچه های ساختمون شماره ۲ یک کاری انجام بدم....
حرصم دراومده بود گفتم: شما که با بچه های ساختمون شماره ۲ خیلی خوبید... زنگ میزنید آمار منو از آقای ع. میگیرید... بعد دوباره زنگ میزنید از خانم ف. می پرسید... آقای ع. رو میبینید در مورد من سئوال میکنید... فکر نمی کنم نیازی باشه من شما رو به بچه های ساختمون شماره ۲ معرفی کنم... حالا بفرمایید کارتون چیه؟
- نه دیگه آخه شما از اونجا رفتید...
- گفتم بگید کارتون چیه؟
- من میخواستم شما یک ترجمه رو برام انجام بدید...
- خودتون متوجه اید دارید چی میگید؟ بچه های ساختمون ۲ باید ترجمه کنند یا من؟
- شما...
- خوب؟ پس چی میگید که از طریق من باید بچه های ساختمون ۲ براتون کاری انجام بدن؟ اصلا الان شماره منو از کی گرفتید؟ (این شماره رو وقتی من اومدم ساختمون شماره ۳ تازه خریدن برای من)
به تته پته افتاد: زنگ زدم ساختمون شماره ۳... از اونها گرفتم ... حالا اگه سوءتفاهم شده....
من دیگه نذاشتم حرف بزنه... قطع کردم... زنگ زدم به همکارم توی ساختمون شماره ۱ بهش گفتم زنگ بزن به بهرامی... بگو اگر یک بار دیگه منو تعقیب کنه که من کجام... چیکار میکنم... حقوقم چقدره زنگ میزنم به مدیر مستقیمش و پدرشو درمیارم...
پی نوشت: (اینو توی نظر خصوصی برام نوشته بودند... به نظر شما با توجه به اینکه شماره موبایل دادند درسته؟)
وبلاگ شما در بین 100 وبلاگ برتر نظر سنجی پرشین بلاگ قرار دارد از شما دعوت میکنیم در مراسمی که به همین مناسبت برای تقدیر از وبلاگ نویسان برتر ترتیب داده شده است شرکت فرمائید . برای ثبت نام و دریافت اطلاعات بیشتر می توانید از روز یکشنبه یازدهم خرداد بین ساعات 16 تا 20 با تلفن های زیر تماس خاصل فرمایید .
تاریخ برگزاری 23 خرداد ماه
محل برگزاری دانشکده مدیریت دانشگاه تهران
ساعت : 16 الی 19
09354224229
09359459999
