۱. چهارشنبه ها ساعت ۴ تعطیل میشم. ۴شنبه گذشته داشتم از کوچه شرکت به سمت میرداماد میرفتم که دیدم یک آقا و خانم از روبرو دارن میان... آقاهه حدود ۳۶-۳۵ سالش میشد و قدکوتاه و تپل بود... یک کلاه قرمز بافتنی با حاشیه زرد سرش کرده بود با یک شال گردن زرد با حاشیه و ریشه های قرمز... یاد پفک نمکی افتادم... نتونستم جلوی خنده ام رو بگیرم ![]()
۲. این روزها چند تا از آدمهایی که توی زندگیم نقش مهمی دارند چشماشون سبزه... ![]()
۳. من به اس ام اس معتاد شدم....
۴. دیروز بابا و مامان رفته بودن جایی... وقتی برگشتن یهو بابا بدون مقدمه رو کرد به من و سارا گفت: اگه بخواید یک شوهر مثل شوهر نسرین (دختر دوستمون) پیدا کنید هیچ وقت نمی بخشمتون...
۵. دوستان عزیز که پارسال طی یک قرار وبلاگی در کافی شاپ جام جم دیدمشون (فرانکلین - شری - سولماز - ملودی - پوپک - المیرا - ...) خاتونک ایرانه نمیخواهید همدیگه رو ببینیم؟؟؟
۶. دیشب فن کوئل بلوک از کار افتاد و تا صبح لرزیدیم... کی این سرما میخواد تموم بشه؟
۷. حدود ۲۰ روزه که سرما خوردم و هنوز خوب خوب نشدم...
۸. دلم یک مهمونی عالی میخواد...
۹. یارا ۵شنبه شب خوابتو دیدم... خیلی جالبه ... توی خواب یک سگ داشتی که من ازش میترسیدم![]()
۱۰. من.... (نه نه اصرار نکنید اصلا نمیتونم بگم)
۱۱. تفالی به حافظ:
هر آنکو خاطر مجموع و یار نازنین دارد سعادت همدم او گشت و دولت همنشین دارد
۱۲. هفته خوبی داشته باشید...
سلام من آلما هستم. آلما به ترکی یعنی سیب. متولد اردیبهشت 1352 هستم. گاهی برای دل خودم نقاشی می کشم.