پنج شنبه ها رو خیلی دوست دارم... روز پر انرژی ایه...
روز پنج شنبه عصر با مامان و خواهرم و بچه هاش رفتیم تئاتر "حسن و دیو راه باریک پشت کوه" ... خیلی عالی بود... واقعا دست افشین هاشمی درد نکنه... خیلی جالب بود که اینقدر جمعیت زیاد بود که تا وسط صحنه مردم نشسته بودند... من که خیلی خوشم اومد... فکر کنم یک بار دیگه هم برم ببینم... هفته دیگه پنج شنبه به احتمال زیاد نوبت "کلبه عمو تم" ... کسی میاد؟
پی نوشت: ساعت ۷ صبح روز جمعه با صدای اس ام اس از خواب بیدار شدم (ساعت ۴ صبح خوابیده بودم) دیدم یکی از دوستانی که چند سال پیش توی تور مسافرتی که به آذربایجان داشتم باهاش دوست شده بودم و توی اون سفر خودشو با رقصیدن و مشروب خوردن خفه کرده بود نوشته: من دارم میرم نماز جمعه بعدش هم میرم نمایشگاه کتاب... شما چیزی لازم ندارید؟؟؟
+ نوشته شده در شنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۸۷ ساعت 7:56 توسط آلما
|
سلام من آلما هستم. آلما به ترکی یعنی سیب. متولد اردیبهشت 1352 هستم. گاهی برای دل خودم نقاشی می کشم.