دوست خوبم حامد منو به کتاب بازی دعوت کرده... اینکه بر اساس فیلم فارنهایت451 با این قانون که اگر میخواستند کتابها را نابود کنند و قرار بود شما کتابی را کاملن از حفظ کنید و در خود نگهدارید تا محفوظ بماند چه کتابی را انتخاب میکردید؟
خوب نمیتونم انتخاب کنم... من خیلی از کتابهام رو دوست دارم... اصلا نمیتونم یکی از اونها رو انتخاب کنم... یادمه بچه که بودم یک سری کتاب بود به اسم ماجراهای "مارتین و ژان"... این مارتین و ژان یک خواهر و برادر بودند ... یک دوره کتاب بود مثل همین تن تن و میلو... توی هر جلد یک اتفاق می افتاد... یا کتاب فلفلی و آنتون که من عاشق این کتاب بودم... بعد هم توی دوران نوجوانی کتاب "دزیره" که همیشه پیش خودم فکر می کردم که چقدر دزیره شانس آورد که زن ناپلئون نشد و ژان بابتیست مهربون گیرش افتاد یا کتاب "آنا کاره نین" که بابا موقعی که من ۱۵ سالم بود برام خرید... هیچ وقت هم از شخصیت آنا بدم نیومد که خیلی هم تحسینش می کردم... یا کتاب "گذر از رنجها" که بنا به دلایلی اون کتاب رو دیگه نداشتم و همین چند سال پیش بود که بابا از توی کتابهای دست دوم میدون انقلاب به مناسبت تولدم برام خرید ... یا کتاب "تبریز مه آلود" وای این رو هم بابا برام خریده بود... فقط ۱۶ سالم بود و خودم رو همش جای نینا میذاشتم و فکر می کردم عجب دختر شجاعی... کتاب "سالهای ابری" علی اشرف درویشیان که واقعا دوست دارم... یا کتاب شعرهایی که دارم... و...
بعدها هم هر کتابی که خوندم رو دوست داشتم... ببخشید نمیتونم انتخاب کنم...
ولی خوب یک کار دیگه میکنم... تنها کتابی که خریدم و پشیمون شدم و وقتی خوندمش گفتم اه... که چی؟ اصلا چرا این کتاب به چاپ ۶۴ ام رسیده؟ فهمیدم... توصیه نامه داشته... اصلا اگر بخواهید حساب کنید مگر ما اینقدر کتاب خون داریم؟؟؟؟ متوجه شدید که چه کتابی رو میگم؟ "دا" ...
من اصلا نمیخوام بگم این کتاب خوب بوده یا بد... هرکسی نظری داره... از نظر من هرکسی که برای جنگ زحمت کشیده خیلی خیلی محترمه و واقعا باید براش ارزش قائل شد ولی به نظر من نویسنده این کتاب کار خاصی نکرده... همه اونهایی که توی جنگ بودن همین کارها رو انجام دادن...
در هر صورت فقط و فقط میتونم از توی کتابهایی که دارم از کتاب "دا" صرفنظر کنم...
کسی رو هم دعوت نمی کنم....
سلام من آلما هستم. آلما به ترکی یعنی سیب. متولد اردیبهشت 1352 هستم. گاهی برای دل خودم نقاشی می کشم.