یه دوست خیلی خوب دارم به اسم گلناز. خیلی خانمه، چند سالی از من بزرگتره. چند وقت پیش داشتیم با هم صحبت می کردیم و گپ می زدیم. خیلی صحبتها پیش آمد از دوستان مشترک و خودمون و ... این گفتگو بین ما رد و بدل شد:

من:  گلناز جون تو نمی خوای ازدواج کنی؟

گلناز: خوب چرا...

من: جدی؟ چه خوب... با کسی آشنا شدی؟

گلناز: آره..

من: وای چه عالی ... چند سالشه؟

گلناز: ۵۰ (خود گلناز ۴۰ سالشه)

من: خوب خوبه دیگه... آدم خوبیه؟

گلناز: آره خیلی...

من: اسمش چیه؟

گلناز: محمود..

من: خوب حالا این آقا محمود چیکاره است؟

گلناز: رئیس جمهور...