یه دوست خیلی خوب دارم به اسم گلناز. خیلی خانمه، چند سالی از من بزرگتره. چند وقت پیش داشتیم با هم صحبت می کردیم و گپ می زدیم. خیلی صحبتها پیش آمد از دوستان مشترک و خودمون و ... این گفتگو بین ما رد و بدل شد:
من: گلناز جون تو نمی خوای ازدواج کنی؟
گلناز: خوب چرا...
من: جدی؟ چه خوب... با کسی آشنا شدی؟
گلناز: آره..
من: وای چه عالی ... چند سالشه؟
گلناز: ۵۰ (خود گلناز ۴۰ سالشه)
من: خوب خوبه دیگه... آدم خوبیه؟
گلناز: آره خیلی...
من: اسمش چیه؟
گلناز: محمود..
من: خوب حالا این آقا محمود چیکاره است؟
گلناز: رئیس جمهور...![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در شنبه هشتم مهر ۱۳۸۵ ساعت 6:52 توسط آلما
|
سلام من آلما هستم. آلما به ترکی یعنی سیب. متولد اردیبهشت 1352 هستم. گاهی برای دل خودم نقاشی می کشم.