دیشب از محوطه که رد می شدم تا به خونه برسم دیدم به به عجب صدای ویولونی میاد... رفتم خونه و تا سارا میز شام رو بچینه دیدم دوباره همون صدا میاد... رفتم دم پنجره دیدم ۲ تا آقای بسیار متشخص کت و شلوار مرتب تنشون ... یکیشون ویولون میزنه اون یکی هم کیف و دم و دستگاه بلندگو روی شونه ... سر به سمت بالا و نگاه به پنجره ها در انتظار اینکه کسی پولی براشون بندازه پایین... گریه ام گرفت... وقتی خواستم پول رو بندازم پایین از خجالت مردم... گفتم ببخشید و پول رو انداختم پایین...

این چه وضعیه؟ جایگاه هنر در جامعه ما کجاست؟