یک روز سارا sms می فرسته برای همین دوست وکیلش (اسم دوستش مریم) که: سلام الاغ جون این احمقها هنوز پول ما رو نداند این مرتیکه ... (ببخشید نمیتونم بگم از چه اصطلاحی استفاده کرد) معلوم نیست کدوم گوریه توئه خنگ عقب افتاده ... (جای این سه نقطه هم نمی تونم بگم چی نوشته بود) چی کار کردی؟؟؟؟ و sms رو send می کنه ... چشمتون روز بد نبینه یهو می بینه که sms رو به جای مریم فرستاده برای آقای مجیدی... طفلکی هول میشه هی دکمه های مختلف موبایل رو فشار میده بلکه بتونه جلوی رفتنش رو بگیره ولی فایده ای نداشته. از بخت بد هم مخابرات اون روز کارش درست بوده اشتباها
. طفلکی سارا... میشینه یک طومار مینویسه به آقای مجیدی که تو رو خدا ببخشید
من می خواستم این رو بفرستم برای دوستم و... کلی معذرت خواهی
چند روز بعد بچه های نویسنده جلسه داشتند. سارا بدبخت هم از خجالت نمی تونست توی روی آقای مجیدی نگاه کنه... بعد از جلسه یکی از آقایون رو میکنه به آقای مجیدی میگه:
- ببخشید آقای مجیدی من دیشب ساعت ۳ اشتباهی براتون sms فرستادم می خواستم بفرستم برای دوست دخترم اشتباهی اومد برای شما (فکرشو بکنید ساعت ۳ شب
بنده خدا مجیدی با چه sms ی روبه رو شده به نظرتون)
مجیدی: نه آقا جون ما عادت داریم... مطمئن باش جایی درز نمیکنه... من نمی دونم چرا تازگی ها همش sms اشتباهی برای من میاد... نصف شب از تو sms عاشقانه میاد ... این سارا خانم هم که اشتباهی یه طومار فحش برای من فرستاده بود.
بعد تعریف کرد که وقتی از طرف سارا این sms براش میرسه چه حالی شده... گفته بود این سارا خانم برای چی این همه فحش به من داده؟ اصلا چی شده؟
بیچاره سارا تا مدتها نمی تونست تو چشمهای آقای مجیدی نگاه کنه...![]()
سلام من آلما هستم. آلما به ترکی یعنی سیب. متولد اردیبهشت 1352 هستم. گاهی برای دل خودم نقاشی می کشم.