چند شب پیش یک اس ام اس برام اومد که: اولین چیزی که از من توی ذهنت میاد بهم بگو... من هم جواب طرف رو دادم و بعدش گفتم بذار من هم امتحان کنم. فرستادمش برای چند تا از دوستام... بعد که جوابها اومد مردم از خنده... جوابها اینه:

۱. یکی از دوستام... همسن خودم... خانم... که همکارم هم هست... وبلاگ نویس.. (بیشتر از این آبروشو نمی برم): بی شعور...

۲. همکار... خانم: شوخ طبعی

۳. همکار... آقا: غذا خوردن توام با خنده ...

۴. دوست عزیزم علی حیدری (لینکش این بغل هست دیگه): خانمی که گوشه کافه یارعلی نشسته بود و می خندید و با رضیه حرف میزد...

۵. همکار... خانم: محبت و مهربونی بدون چاپلوسی

۶. دوست... وبلاگ خوان: معرفت + سیب!!!

۷. فامیل... دوست... خانم: انرژی مثبت + خنده رویی + مهربانی + سرزندگیت

۸. آرمان (لینک دوستم کنار همین صفحه هست): یک لبخند دوستانه با یک رژ لب قرمز جیغ...

۹. همکار ساختمان شماره ۲... خانم: خاطرات خوب سر ناهار ... واقعا یادش و یادت بخیر...

۱۰. دوست... خانم: خیلی بی معرفتی (این خیلی بی معرفتی برمیگرده به یک خاطره خنده دار که شاید قبلا نوشته باشم یادم نمیاد باید نگاه کنم... من و این دوستم تا به هم میرسیم میگیم - البته با لحن داش مشتی ها- خیلی بی معرفتی....)

۱۱. فامیل... خانم: صورت بانمکت...

۱۲. دوست... دندون پزشک... وبلاگ نویس: یک تپل که مثل ایکیو سان میشینه و کرانچی دوست داره...

۱۳. آیلار ... خواهرم: اینکه دستم شکسته بود و با گچ میزدمت...

البته میتونستم برای خیلی ها بفرستم ولی راستش خیلی خوابم میامد و راستشو بگم اصلا خوابم برد و جوابها رو صبح دیدم...