برای شما هم پیش اومده؟ یک روزهایی دلم میخواد بلند بلند و با فریاد فحش بدم... نمیدونم به کی... ولی آنچنان این فحشها توی مغزم میپیچه که خیلی جلوی خودم رو میگیرم که بلند بیانش نکنم... فکر کن رفتی توی اتاق مدیرت و اون داره باهات صحبت میکنه... اونوقت این جملات و کلمات رکیک پشت سر هم ردیف میشن توی ذهن من... باید دندونهام رو محکم به هم فشار بدم تا اینها یهو بیرون نیان ...
یا مثلا مهمون داری و اون داره با هیجان یک ماجرا رو برات تعریف میکنه... یا توی مهمونی سر میز ناهار یهو این حس بهت دست میده... یا توی رستوران نشستی و طرف مقابل داره برات از سفرش تعریف میکنه یا داره ماجراهای خرید پالتو یا مانتو یا شال یا حالا هرچی رو برات تعریف میکنه یا ...
برای شما هم پیش اومده؟
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم دی ۱۳۸۹ ساعت 9:56 توسط آلما
|
سلام من آلما هستم. آلما به ترکی یعنی سیب. متولد اردیبهشت 1352 هستم. گاهی برای دل خودم نقاشی می کشم.