این روزها خیلی سرم شلوغه... حتی پنج شنبه هم مجبور شدم بیام سر کار... راستش حوصله هم ندارم...
فکر می کنم این روزها یک سوراخ بین چانه و لب پایینم درست شده... روز پنج شنبه داشتم با عجله ترجمه می کردم خواستم نسکافه هم بخورم که نصفش ریخت روی مقنعه ام...
امروز صبح با وسواس زیادی آماده شدم... مرده شور این مقنعه رو ببره که ریخت آدم رو حسابی بد نشون میده.... کمی آرایش کردم و مقنعه سرم کردم... یک عالمه از عطر بسیار خوشبویی که تازه خریدم زدم که لااقل اگر با مقنعه زشت میشم خوشبو باشم... ساعت ۱۰ داشتم نسکافه ام را می خوردم که دوباره ریخت روی مقنعه ام... حالا بوی عطر با بوی نسکافه قاطی شده... بد هم نیست... امتحان کنید...
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم اسفند ۱۳۸۹ ساعت 10:13 توسط آلما
|
سلام من آلما هستم. آلما به ترکی یعنی سیب. متولد اردیبهشت 1352 هستم. گاهی برای دل خودم نقاشی می کشم.