جمعه گذشته مهمونی بودم... حالا مهمونی مال کی بود بماند فقط این رو بگم که یک مهمونی عصرونه بود با یک سری خانم بسیار متشخص که اکثرا در رشته پزشکی و پیراپزشکی فعالیت داشتند... توی این مهمونی یک خانم هم بود که از اقوام صاحبخونه بود و خانه دار... اواخر مهمونی یکی از خانمها گوشی موبایلشو در آورد تا با همسرش صحبت کنه ... این خانم خانه دار در گوش من گفت: واه واه خاک بر سر من بریزن.... طرف فقط یک پرستاره و گوشی لمسی داره....
من یهو شوک شدم... گفتم خوب؟ حالا چرا خاک بر سر شما بریزن؟ گفت ریختشو ببین... نه خوشگله نه هیچی؟ گفتم چشه؟ خیلی هم خانم با شخصیتیه... منظورت از اینکه فقط یک پرستاره چیه؟ از صبح میره سر کار... معلوم نیست چقدر شیفت شب میمونه... بچه هاشو خونه تنها میذاره میره کار میکنه اونوقت کسی که اینهمه سال درس خونده و کار کرده حق نداره برای خودش یک گوشی لمسی ناقابل بخره؟ اونوقت چرا خاک بر سر شما کنن؟ شغل شما چیه؟
واقعا چرا بعضی ها اینقدر خودشیفته و خودبزرگ بین هستن؟
پینوشت: روز یکشنیه خیلی بد بودم... تنهایی رفتم کافی شاپ نشستم و قهوه خوردم و فکر کردم و بعد برگشتم خونه... بد هم نبود... پایه کافی شاپ کسی نبود؟؟؟؟؟؟
سلام من آلما هستم. آلما به ترکی یعنی سیب. متولد اردیبهشت 1352 هستم. گاهی برای دل خودم نقاشی می کشم.