گاهی اوقات خیلی تلخ میشم... شاید خیلی چیزها رو بتونم ببخشم ولی هیچ وقت توهین رو نمی بخشم...

همکاری دارم که همیشه خیلی خوب با هم سلام علیک می کردیم و با هم راجع به موضوعات مختلف صحبت می کردیم... چند ماه پیش سر یک موضوع (که بماند چی بود فقط بدونید موضوع خرید سهام و مسائل مالی داخلی شرکت و خودمون بود) برخورد بدی کرد و من خیلی ناراحت شدم نه تنها من چند نفر دیگه از پرسنل شرکت هم همینطور حقشون پایمال شد و از اون روز خیلی باهاش سرسنگین بودم. هرچی یکی دیگه از همکارهای مالی اومد و با من صحبت کرد گفتم ببین دوست گرامی من با این آقا کاری ندارم... ایشون به من توهین کرده و اگر میخواد باید بیاد عذرخواهی کنه.... شما هم احترامتون پیش من محفوظه....

خلاصه از همون روز فقط سلام و علیک بود و من اصلا توی صورتش نگاه هم نمی کردم. امروز از ناهارخوری که برگشتم یکی از همکارها گفت فلانی اومده بود با تو کار داشت... یکی دیگه از همکارها هم اومده بود و داشتیم با هم صحبت می کردیم که این آقا اومد. گفت خانم آلمایی من از طرف شما نایب الزیاره هستم... امیدوارم حلالم کنید و اگر بدی به شما کردم ببخشید... من فقط نگاهش می کردم و اون حرف میزد.... هی گفت شما رو اونجا دعا می کنم و امیدوارم شما هم برید خونه خدا و خدا ما رو به راه راست هدایت کنه و....

این هی حرف زد و نگاهش کردم ... اون یکی آقا هم همینطوری ایستاده بود و گوش می کرد... آخرش گفتم:

گفتم دعا میکنم خدا ببخشه شما رو چون من نمی بخشم... حلالت هم نمیکنم... ببخشید نیازی هم نیست از طرف من نایب الزیاره باشید چون بعید میدونم با این کارهایی که کردید زیارتتون قبول باشه... ضمنا من خودم میتونم برم حج و جای من نمیخواد دعا کنی... بعد هم من راهم راست و درسته و خدا کنه شما به راه راست هدایت بشید....

بعد طرف خداحافظی کردی و رفت. اون یکی همکارم گفت: عجب چیزهایی بهش گفتی... گفتم بد گفتم؟ چیزی که توی دلم بود گفتم چون اومده بود مثلا خداحافظی نباید دروغکی بهش می کفتم زیارتت قبول باشه... به نظرم شفاف بودن از همه چیز بهتره...