با اینکه چند روزی به شدت مریض بودم و فین فین میکردم و تب داشتم ولی امروز حالم خوبه... خیلی هم خوبم... تصمیمات جدیدی برای زندگیم گرفتم ... خیلی فکر کردم... آدمهایی که واقعا کسالت آور بودند توی زندگیم و فقط داشتم بهشون سرویس میدادم به خاطر اینکه نمیتونستم بهشون نه بگم رو ایگنور کردم... تصمیم گرفتم برای خودم بیشتر وقت بذارم و کارهایی رو که دوست دارم رو انجام بدم... با دوستهایی که دوستشون دارم بیشتر رفت و آمد کنم.. سفر برم...
دیشب که با آیلار حرف میزدم تصمیم گرفتم اگر آیلار عید نیاد ایران من و مامان بریم پیششون و مامان مدتی بمونه اونجا و من برگردم...
سعی کردم خونسردتر و عاقلانه تر عمل کنم و خوشحالتر باشم...
تازه برای خودم جایزه هم خریدم....
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام مهر ۱۳۹۱ ساعت 6:40 توسط آلما
|
سلام من آلما هستم. آلما به ترکی یعنی سیب. متولد اردیبهشت 1352 هستم. گاهی برای دل خودم نقاشی می کشم.