توی سفر به ترکیه دوستان خیلی خوبی پیدا کردم که خیلی خیلی دوستشون دارم... دو تا زوج خیلی خوب ... چند وقت پیش که دیدمشون قرار گذاشته بودیم با هم بریم شمال ... این هفته من درگیر یک دوره دوستانه بودم که واقعا روم نمیشد کنسلش کنم دو دفعه به خاطر من کنسل شده بود و واقعا هم میخواستم این مهمونی رو برم چون دوستانی هستند که از بچگی باهاشون دوستم و خیلی دوستشون دارم و امروز پسر همسایه قدیمی هم بود و کلی بهمون خوش گذشت ... یک آقای بسیار خوشتیپ و با نزاکت که برای همه ماها یکی یک شاخه گل آورده بود....
از صبح که اون دوستان سفر ترکیه راه افتادن برن شمال تا الان چند باری به من زنگ زدن و تک تک با من حرف زدن و هی میگن جات خالی و بدون تو بهمون خوش نمیگذره و ...
یکیشون که میگه آلما شیشلیک سفارش دادم از گلوم پایین نمیره... اون یکی گوشی رو میقاپه و برام آوازهایی که همیشه میخونه و من خیلی دوست دارم رو میخونه... اون یکی میگه آلما جون خیلییییییی جات بین ما خالیه... اون یکی میگه ویلا گرفتیم لب دریا کاش بودی....
خوشحالم به خاطر داشتن دوستان به این خوبی و روز خوبی که داشتم....
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 21:47 توسط آلما
|
سلام من آلما هستم. آلما به ترکی یعنی سیب. متولد اردیبهشت 1352 هستم. گاهی برای دل خودم نقاشی می کشم.