هوا اینقدر عالیه که دلم میخواد قید کار و جلسه هیئت مدیره و باقی قضایای فردا رو بزنم و برم بیرون... برم یه جایی توی طبیعت قدم بزنم زیر بارون... به هیچ کس و هیچی فکر نکنم... دلم میخواد اینقدر فکرم آزاد باشه که بتونم لذت ببرم ... تنهای تنهای تنها
دیروز داشتم فکر میکردم ای کاش اگر قراره با کسی آشنا بشم فقط و فقط اون آدم سلامت روان داشته باشه برام کافیه...
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 10:3 توسط آلما
|
سلام من آلما هستم. آلما به ترکی یعنی سیب. متولد اردیبهشت 1352 هستم. گاهی برای دل خودم نقاشی می کشم.