این روزها واقعا خوب نیستم... واقعا خوب نیستم...
داشتم به دوستی میگفتم خیلی کارها انجام دادم ... ولی هیچ چیزی من رو خوشحال نمیکنه... دلم خوش نیست... هرکاری میکنم خوشحال نمیشم... شاید هر کس من رو ببینه فکر کنه من شادترین آدم روی زمین هستم... ولی یک غم پنهان داره منو از پا درمیاره...
وقتی میرم بیرون و یهو با سه تا کیف رنگ و وارنگ میام خونه میفهمم که واقعا مشکل بزرگی دارم... قبلا با خرید یک رژ لب خوشحال میشدم ولی الان حتی اگر بگن بیا این خونه این ماشین این پول این سفر به فلان جا... واقعا خوشحال نمیشم ...
دلم خوش نیست... غمگینم برادر جان
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 7:34 توسط آلما
|
سلام من آلما هستم. آلما به ترکی یعنی سیب. متولد اردیبهشت 1352 هستم. گاهی برای دل خودم نقاشی می کشم.