دیروز با مامان و سارا توی ترافیک پل اکباتان گیر کرده بودیم و ذره ذره جلو میرفتیم... صدای ساز و آواز میامد... کمی جلوتر که رفتیم دیدیم ۵-۶ تا جوون رشید لباس قرمز پوشیدن و صورتشون رو سیاه کردن و در نقش حاجی فیروز آی میرقصن....

یکیشون یک پیرهن زنونه قرمز پوشیده بود... یعنی آخر مدل بود... پیرهن بلند جلو دکمه دار از کمر تا پایین جا به جا ازش حریر قرمز آویزون بود و این پسره هم آی میرقصید آی قر میداد... براش بوق زدم... همینطوری که قر میداد اومد جلو... شیشه ماشین رو کشیدم پایین بهش گفتم: یعنی عااااااااششششق لباستم....

گفت خواهش میکنم قابل نداره....

پینوشت:

- فکر میکنم از همون گروهی بودن که با هم قرار گذاشتن سر چهارراهها برقصن و پول جمع کنن برای خانواده های بی سرپرست... خیلیییییییییی مودب بودن.....

- یعنی تو رو خدا این حقه؟ برف به این قشنگی بیاد و من روز پنج شنبه بیام سر کار؟ با اس ام اس آزاده ساعت ۱ بامداد متوجه شدم برف میاد... مرسی آزاده جون مرسی دوستم...

- ۸ مارس روز جهانی زن بر تمامی زنان مبارک