قبلا عید رو دوست داشتم... قبلا یعنی بچگی هام....
هر سال تصمیم میگیرم عید رو خونه نباشم برم سفر ولی بعدا یادم میره که توی عید چه بدو بدویی داریم و چقدر مهمون بازی هست و باز میمونم چند روز پیاپی مهمون داری و اینور و اونور رفتن... ماراتن عید دیدنی...
امسال هم مثل سالهای پیش... تا بیاییم از تعطیلات چیزی متوجه بشیم شد روز پنجم و اومدیم سر کار...
به خودم قول دادم سال دیگه اصلا عید رو خونه نمونم...
امیدوارم سال جدید برای همه سال خوبی باشه... سال اتفاقات خوب و شادی و دلخوشی برای همه دوستهای خوبم آرزو دارم...
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 7:45 توسط آلما
|
سلام من آلما هستم. آلما به ترکی یعنی سیب. متولد اردیبهشت 1352 هستم. گاهی برای دل خودم نقاشی می کشم.