داشتم پشت میزم ناهار میخوردم که همکارم اومد و گفت خانم آلمایی فلان گزارش رو بدید لطفا... همینطور که دهنم پر بود گزارش رو بهش دادم و گفتم بفرمایید ناهار و اشاره کردم به بشقابم و دیدم که فقط استخون مرغ مونده و یک عدد سیب زمینی که چون سیاه بود نخورده بودم ....

بیچاره همکارم