داشتم پشت میزم ناهار میخوردم که همکارم اومد و گفت خانم آلمایی فلان گزارش رو بدید لطفا... همینطور که دهنم پر بود گزارش رو بهش دادم و گفتم بفرمایید ناهار و اشاره کردم به بشقابم و دیدم که فقط استخون مرغ مونده و یک عدد سیب زمینی که چون سیاه بود نخورده بودم ....
بیچاره همکارم![]()
+ نوشته شده در یکشنبه پنجم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 13:12 توسط آلما
|
سلام من آلما هستم. آلما به ترکی یعنی سیب. متولد اردیبهشت 1352 هستم. گاهی برای دل خودم نقاشی می کشم.