۶-۷ سال پیش که نوشتن رو شروع کردم دوستهای خیلی خوبی از همین صفحه پیدا کردم... دوستهای خوبی مثل حامد مثل آرمان مثل گیس طلا و خیلی از دوستانی که توی مهمونی ای که گرفتم شرکت داشتن.

بعد از چند سال متاسفانه میبینم وبلاگ نویسی در بعضی جاها تبدیل شده به چیزی که بهتره اصلا بهش فکر نکنم.... متاسفم که اشتباهی کردم و با یکی دوتا از به اصطلاح وبلاگ نویسها نزدیکتر شدم و خدا گواهه که هیچ وقت توی زندگیم اینقدر احساس پشیمونی ندارم.

متاسفانه کسانی که اسم دوست رو یدک میکشن نمیدونن که چیزی به اسم آی پی وجود داره و وقتی میان فحش و دری وری برای آدم مینویسن خیلی راحت میشه پیداشون کرد ...

من آدم صبوری هستم. خیلی صبور... مدتهاست که این کامنتها رو نادیده گرفتم حذف کردم. جالبه که هیچ کس نمیدونه من کجا کار میکنم یا چه شکلی هستم یا ... فقط عده بسیار معدودی میدونن و نویسنده این کامنتها فکر کرد که همه مثل خودش هستن که از هر کسی برای دوستی استقبال میکنه... متاسفم و واقعا متاسفم... نویسنده کامنت حتی اگر نمیدونست چیزی به نام آی پی وجود داره با نوشتن همین چیزهایی که راجع به من نوشت خودش رو به من شناسوند.

شکر خدا نه آدم خطرناکی هستم و نه توی دوستی به کسی بدی میکنم.  به گفته یکی از دوست نماها بعضی ها باید مراقب رفت و آمد کردن با من باشند که البته این آدم توهم داره و احتمالا خودش رو با من اشتباه گرفته. فقط اگر تشخیص بدم که این دوستی به درد من نمیخوره خیلی محترمانه میرم کنار و هیچ وقت و تحت هیچ شرایطی نه دیگه به اون طرف فکر میکنم و نه حتی راجع بهش حرف میزنم. شخصیت من فراتر از اینهاست که بشینم پای صبحتهای خاله زنکی بعضی از دوست نماها...

متاسفم. خدانگهدار