چهارشنبه عصر که رفتم خونه دیدم وضعیت خونه به هم ریخته... یعنی مامان مبلها رو فرستاده بود که روکش مبلها رو عوض کنند فرشها رو برده بودند قالیشویی... به بابا گفتم چیه خونه رو دزد زده؟؟؟ داشتم با بابا صحبت می کردم که دیدم صدای آواز از طبقه بالا میاد (از اتاق خوابها که طبقه بالاست) گفتم وا... بابا کیه داره آواز میخونه؟؟؟؟ بابا گفت: تاج محمد ... آمده دیوارها رو بشوره...
خدمت شما عرض کنم که تاج محمد یک کارگر ترکمنه... زن و بچه اش توی دهات اطراف گنبد هستند این بنده خدا هم برای کار آمده تهران و توی خونه ها کار میکنه... شب ها هم توی یک سالون ورزشی که نزدیک خونه ماست میخوابه و به ازای جای خواب اونجا رو تمیز میکنه و شب هم همونجا میخوابه...
اینقدر این آقا با نمکه که حد نداره... همچین آواز می خوند که صداش تا ۳ تا خونه اون طرف تر هم میرفت... از ساعت ۲ که آمده بود خونه ما به مامان گفته بود برام آهنگ بذار... مامان و بابا از خنده غش کرده بودند ... گفت خودم هم بلدم بخونم... وای نمیدونید با بابا بحث سیاسی کرده بود... نمیدونم روی چه حسابی فکر کرده بود بابا طرفدار رئیس جمهوره... هی پشت هم می گفت احمدی نژاد خیلی خوبه ... به مامان گفته بود براش آهنگ بذاره.... گفته بود آهنگ خوب بذار مرضیه... هایده... حمیرا... مامان من هم گفت من شجریان دارم میخوای برات بذارم... اون هم گفته بود شجریان افسردگی میاره
بندری نداری؟؟؟
موقعی که موقعی که من رفتم خونه دیدم صدای مرضیه میاد با همخوانی تاج محمد... نمیدونید یک صدایی داشت تو مایه جیغ
وسطهاش هم به ترکی داد میزد جانم مرضیه اوخی (یعنی بخون) من که داشتم از خنده بیهوش میشدم بعدش گفتم تاج محمد خودت بخون... گفت چشم خانم... جالب این بود که کار می کرد و می خوند و میرقصید ... ![]()
اولش یک آهنگ به زبون ترکمنی میخوند بعد همون آهنگ رو به زبان ترکی آذری میخوند بعد همون رو تبدیل به فارسی می کرد ... دیگه خودتون تصور کنید... من هم صداش رو ضبط کردم... فقط شانسی که آوردیم سارا نبود (توی ترافیک گیر کرده بود) ... درست موقع رفتن تاج محمد بود که سارا اومد ... اگه بدونید تاج محمد درچه وضعیتی بود که سارا اومد... پشت به در ورودی داشت یک روسری رو می بست به سرش.... سارا اومد هاج و واج مونده بود که این کیه....
خلاصه هرکسی کارگر با رقص و آواز خواست خبرم کنه... ![]()
سلام من آلما هستم. آلما به ترکی یعنی سیب. متولد اردیبهشت 1352 هستم. گاهی برای دل خودم نقاشی می کشم.